دلاور زنان ایران باستان

 

دریا سالار بانو آرتمیز:

نخستین و تنها بانوی دریاسالار جهان تا به امروز. او به سال ۴۸۰

پیــش از میلاد به مقام دریاسالاری ارتش شاهنشاهی خــشایارشاه

رسید و در نبرد ایران و یونان ارتش شاهنشاهی ایران را از مرزهای

دریایی هدایت میکرد.

تاریخ نویسان یونان او را در زیبایی برجستگی و متانت سرآمد

تمامیزنان آن روزگار نامیده اند.

 

یوتاب:

سردار زن ایرانی که خواهر آریوبرزن سردار نامدار ارتش

شاهنشــــــاهی داریوش سوم بوده است. وی در نبرد با اسکندر

گجــستک همراه آریوبرزن فرماندهی بخشی از ارتش را بر عهده

داشته است او در کوهـهای بختیاری راه را بر اسکندر بست. ولی یک

ایرانی راه را به اسکندر نشان داد و او از مسیر دیگری به ایران

هجوم آورد. با این حال هم آریوبرزن و هم یوتاب درراه میهن کشته

شدند و نامیجاویدان از خود بر جای گذاشتند.

 

آتوسا:

ملکه بیش از ۲۸ کشور آسیایی در زمان امپراتوری داریـــــــــــوش

بزرگ. هرودت پدر تاریخ از وی به نام شهبانوی داریـــــوش بزرگ

یاد کرده است و آتوسا را چندین بار در لشکر کشی های داریوش یاور

فکری و روحی داریوش بزرگ دانسته است.

 

آرتادخت:

وزیر خزانه داری و امور مالی دولت ایران در زمان شاهنشاهی

اردوان چهارم اشکانی. به گفته کتاب اشکانیان اثر دیاکونوف روســــی

خاور شناس بزرگ او مالیات ها را سامان بخشید و در اداره امور

مالی کوچکتـــــرین خطایی مرتکب نشد و اقتصاد امپراتوری پارتیان

را رونق بخشید.

 

ازرمیدخت:

شاهنشاه زن ایرانی در سال ۶۳۱ میلادی. او دختر خـــــــــسروپرویز

پس از ” گشناسب بنده ” بر چندین کشور آسیایی پادشاهی کرد.

 

آذرناهید:

ملکه ملکه های امپراتوری ایران در زمان شاهنـــــــشاهی شاپور یکم

بنیانگزارسلسله ساسانی. نام این ملکه بزرگ و اقتدارات دولتی او در

قلمرو ایــــران درکتیبه های کعبه زرتشت در استان فارس بارها آمده

است و او را ستایـش کرده است.

 

پرین:

بانوی دانشمند ایرانی. او دختر کی قباد بود که در سال ۹۲۴ قبل از

مــیلاد هزاران برگ از نسخه های اوستا را به زبان پهلوی برای

آیندگان از گوشه و کنار ممالک آریایی گردآوری نمود و یکبار کامل

آن را نوشت و نامش در تاریخ ایران زمین برای همیشه ثبت گردیده

است.

 

فرخ رو:

نام او به عنوان نخستین بانوی وزیر در تاریـــــخ ایران ثبت شده است

وی از طبقه عام کشوری به مقام وزیری امپراتوری ایران رسید.

 

گردافرید:

یکی از پهلوانان سرزمین ایران. تاریخ از او به عنوان دختر کژدهم

یاد میــکند با لباسی مردانه با سهراب زورآزمایی کرد. فردوسی

بزرگ از او به عـــنوان زنی جنگجو و دلاور سرزمین پاکان یاد

میکند.

 

آریاتس:

یکی از سرداران مبارز و دلیر هخامنشیان در سالهای پیش از میلاد.

مورخــین یونانی در چندین جا نامی از وی به میان آورده اند.

 

هلاله:

پادشاه زن ایرانی که به گفته کتاب دینی و تاریخی ( ۳۹۱ یشتا

۲۷۴+۱ یشتا ۲ ) در زمان کیانیان بر اریکه شاهنشاهی ایران

نشست. از او به عنوان هفتـــمین پادشاه کیانی یاد شده است که نامش

را ” همای چهر آزاد” نیز گفته اند.

 

 
[ شنبه بیست و چهارم خرداد 1393 ] [ 19:40 ] [ منصوره باقری ] [ ]
14 اسفند سالروز درگذشت مصدق

"فرمود تا وی را در خانه‌ای کردند، سخت تاریک چون گوری، و به آهن گران او را ببستند و صوفی سخت در وی پوشیدند و هر روز دو قرص جو و یک کفه نمک و سبویی آب او را وظیفه کردند و مشرفان گماشت که انفاس وی می‌شمردند و بدو می‌رساندند... و آخر بفرمود تا او را کشتند..."

این تنها "بزرگمهر" نبود که "انوشیروان" وی را به توطئه علیه حکومت متهم کرد، و چنان که بیهقی روایت کرده، به شکلی فجیع قربانی کرد.

محمد مصدق نیز که با کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ از صدر دولت ملی به زندان منتقل شد، اتهامی مشابه را آزمود و مرگی غریب داشت.

خیانت و اقدام برای برهم زدن اساس حکومت ترتیب وراثت تخت و تاج و تحریض مردم به مسلح شدن بر ضد قدرت سلطنت، محورهای کیفرخواست دادستان ارتش علیه نخست وزیر ملی بود.

در مهرماه سال کودتا، برای مصدق حکم اعدام پیش‌بینی شد.

دادستان ارتش حتی مصدق را در جریان دادگاه، "تکفیر" کرد و گفت، او "با این اعمالی که کرده مرد مسلمانی نیست" و "ایمان ندارد".

اما بزرگ‌ترین محاکمه تاریخ سیاسی معاصر ایران، به عرصه‌ای برای بیان صریح دیدگاه‌های رهبر نهضت ملی مبدل شد.

او در گام نخست، صلاحیت دادگاه را به پرسش کشید، آن را غیرقانونی دانست و تصریح کرد، دادگاهی که می‌تواند وی را محاکمه کند، دیوان کشور است و آن هم با اجازه‌ مجلس.

مصدق همچنین بر برگزاری دادگاه با حضور هیئت منصفه، به‌دلیل سیاسی بودن اتهام، تاکید داشت.

در جریان برگزاری دادگاه، دفاعیات خود را هوشمندانه در اختیار خبرنگاران گذاشت.

و با استفاده از فرصتی که یافت ملاحظاتی مهم را مطرح کرد؛ نکاتی که ناشی از رویکردها و نگاه دموکراتیک وی بود.

به‌ عنوان نمونه تصریح کرد: "اگر شاه بتواند هر وقت می‌خواهد اعلان جنگ دهد هر وقت هم خواست صلح کند پس مردم چه کاره‌اند؟ پس مجلس چه کاره است؟"

مصدق نه نتیجه‌ کار کودتای آمریکایی ـ انگلیسی را پذیرفت و نه تغییر غیرقانونی دولت را؛ در دادگاه گفت: «من ترس و واهمه‌ای از کسی نداشتم و ندارم؛ امروز هم که در زندان شما هستم و زیر دست یک نظامی بسر می‌برم، به حول و قوت الهی این شهامت را دارم که بگویم من نخست وزیر قانونی ایران هستم.»

نخست وزیر برکنار شده با کودتا، گامی از مواضع خود عقب نگذاشت: "مسلک من، مسلک حضرت سیدالشهداست. آن‌جایی که حقی در کار باشد از همه‌چیزم می‌گذرم؛ نه زن دارم، نه پسر، نه دختر؛ هیچ‌چیز ندارم، مگر وطنم."

او جریان محاکمه را به مجالی برای امیدبخشی به همراهان جنبش ملی، مبدل ساخت: "به مردم رشید و عزیز ایران، زن و مرد، تاکید می‌کنم که در راه پرافتخاری که قدم برداشته‌اند از هیچ حادثه‌ای نهراسند و یقین بدانند که خدا یار و مددکار آن‌ها خواهد بود."

چنان‌که پیش‌بینی می‌شد و بر خود مصدق نیز آشکار بود، او محکوم شد. دادگاه تجدیدنظر حکم دادگاه بدوی را تأیید کرد و برای مصدق مجازات سه سال حبس ثبت شد. حکم البته جای دیگری انشاء شده بود.

کرمیت روزولت، چهره اصلی کودتای ۲۸ مرداد و افسر بلندپایه‌ "سیا"، به نقل از شاه ـ در دیدار با وی ـ می‌نویسد: "اگر دادگاه نظر مرا به‌کار بندد، مصدق به سه سال حبس در ده خود محکوم خواهد شد، و پس از آن آزاد خواهد بود که در محوطه‌ ده، و نه در خارج آن، رفت و آمد کند."

این‌چنین، نخست‌وزیر دولت ملی، محبوس و بعد محصور و زیر نظارت نیروهای نظامی و امنیتی، در قلعه‌ احمدآباد محدود شد.

در نامه‌ای که یک‌سال پیش از مرگ برای یکی از بستگانش نوشته، گفته است: "اکنون حدود ده سال است که از این قلعه نتوانسته‌ام خارج شوم و از روی حقیقت از این زندگی سیر شده‌ام... گاه می‌شود که در روز چند کلمه هم صحبت نمی‌کنم... این است وضع زندگی اشخاصی که یک عقیده‌‌ای دارند و تسلیم هوا و هوس دیگران نمی‌شوند."

ستاره فرمانفرمائیان، دختر دایی مصدق می‌نویسد: "هر بارکه یکی از فرزندان مصدق به احمدآباد می‌رفت، درخواست می‌کردم که همراه او بروم. می‌گفتم که می‌توانم خود را دختر مصدق جا بزنم. اما آنها می‌گفتند که ساواک همه‌چیز را می‌داند و همه‌کس را می‌شناسد و این کار غیرممکن است. در آبان ۱۳۴۵ ناگهان خبر دادند که می‌توانم از پسر عمه‌ام دیدار کنم. صورت کشیده ومهربان‌اش، که برای بسیاری از ایرانیان یادآور دوران مبارزه و سرفرازی ملی بود، دراثر سال‌خوردگی و سال‌های پر درد تبعید و انزوا و تنهایی چندان ضعیف شده بود که گویی کرباسی زردرنگ را در چهره‌اش کشیده باشند... از چشمان‌اش هنوز درخشش هشیاری می‌جهید و زنده و پرانرژی می‌نمود و با شگفتی می‌‌دیدم که از درون تغییری نکرده و شخصیت او استواری همیشگی‌اش را حفظ کرده است."

و این در حالی بود که از سرطان در رنج شده بود. از احمدآباد به منزل فرزندش، و از آن‌جا به بیمارستان نجمیه منتقل شد، تا ۱۴ اسفند ۱۳۴۵ فرا رسید.

پروانه فروهر حکایت تدفین پیکر پیشوای نهضت ملی را چنین روایت می‌کند: "دستهای دکتر سحابی که تازه از زندان آزاد شده بود آخرین شست‌وشوی بدن مصدق را انجام داد.

در آن غربت نیمروز، باد زوزه‌کشان به هر سو می‌دوید تا مگر به‌رغم کوشش وحشتناک دستگاه سانسور، فاجعه را همه جا فریاد کند و صلا در دهد که شیر پیر در زنجیر، چشم از جهان پر نیرنگ و فریب فرو بست...

با دست‌های مهندس حسیبی و داریوش فروهر و با کمک بچه‌های ده که خاک می‌بردند و سنگ می‌آوردند، مزار مصدق کنده و آماده شد. با رسیدن آیت‌الله سیدرضا زنجانی همه به نماز ایستادند.

نماز در محیطی بیشتر شبیه افسانه برپا گردید و مصدق که وصیت کرده بود در مزار شهدای سی‌ام تیر به خاک سپرده شود بنا بر سنت اسلامی به گونه‌ امانت به خاک سپرده شد…"

مرتضی کاظمیان

روزنامه نگار و فعال ملی، مذهبی

[ چهارشنبه چهاردهم اسفند 1392 ] [ 22:43 ] [ منصوره باقری ] [ ]
اسفنکس ها

گاو مردها و اسفنکس ها (ابوالهول)، نگهبانان ویژه ای بودند که خود را از آشور 

به ایران رسانده بودند و در ایران حفاظت از کاخ ها را به دست گرفتند . سر 

آدمیزاد بر تن اسفنکس نشانه هوش و ذکاوت آنها و بدن گاو نشانه قدرت و نیروی 

فوق العاده بود. اگر هم بالی بر کتف آنها علاوه شده بود ، سرعت هم به 

خصوصیت 
های آتها اضافه می شد. بین اعضای جانوران ترکیبی ،سر از همه مهم 

تر بود. برای سازنده این هیولا خرد و تفکر از باقی ویژگی ها مهم تر بوده است.

‎گاو مردها و اسفنکس ها (ابوالهول)، نگهبانان ویژه ای بودنند که خود را از آشور به ایران رسانده بودند و در ایران حفاظت از کاخ ها را به دست گرفتند . سر آدمیزاد بر تن اسفنکس نشانه هوش و ذکاوت آنها و بدن گاو نشانه قدرت و نیروی فوق العاده بود. اگر هم بالی بر کتف آنها علاوه شده بود ، سرعت هم به خصوصیت های آتها اضافه می شد. بین اعضای جانوران ترکیبی ،سر از همه مهم تر بود. برای سازنده این هیولا خرد و تفکر از باقی ویژگی ها مهم تر بوده است.
Fatemeh‎
[ دوشنبه پنجم اسفند 1392 ] [ 13:33 ] [ منصوره باقری ] [ ]
فرح پهلوی در میان دختران پرورشگاه جمعیت خيريه خرمشهر - اواسط دههٔ 40

‎شهبانو فرح پهلوی در میان دختران پرورشگاه جمعیت خيريه خرمشهر - اواسط دههٔ ۴۰
#منوتوزمان‎

[ دوشنبه پنجم اسفند 1392 ] [ 13:15 ] [ منصوره باقری ] [ ]
روزهای هفته در ایران باستان
نام روزهای هفته در ایران باستان بدین گونه بوده است:

کیوان شید (شنبه) :

نخستین روز هفته به نام کیوان شید نامگذاری شده است که تشکیل شده است از کیوان + شید .

 کیوان بعد از مشتری بزرگترین سیاره شمرده میشود که 700 برابر زمین است.

 آنرا زحل نیز نامیده اند. شید نیز به معنای نور و روشنایی است.

 از این رو، روز نخست ایرانی حکایت از سیاره روشن و نورانی را دارد .

روز دوم از هفته مهرشید است که مهر آن به معنای دوستی و مهربانی در پهلوی میتراست .

 مهر برگرفته شده از آئین هفت هزار ساله میترایی است.

 مهر همچنین ایزد عهد و پیمان است و در اوستا آمده است که هیچ چیز بر ایزد مهر پوشیده نخواهد بود. 

نامگذاری این روز به مهرشید حکایت از تعهدی است که بین مردمان باید برقرار باشد زیرا در ایران باستان 

پیمان شکنی و دروغ بزرگترین گناهان به حساب می آمده است. 

Photo: ‎روز دوم از هفته مهرشید است که مهر آن به معنای دوستی و مهربانی در پهلوی میتراست . مهر برگرفته شده از آئین هفت هزار ساله میترایی است. مهر همچنین ایزد عهد و پیمان است و در اوستا آمده است که هیچ چیز بر ایزد مهر پوشیده نخواهد بود. نامگذاری این روز به مهرشید حکایت از تعهدی است که بین مردمان باید برقرار باشد زیرا در ایران باستان پیمان شکنی و دروغ بزرگترین گناهان به حساب می آمده است. شید نیز به مهنای روشنایی و نور‎

مهشید (دوشنبه) :
مه بر گرفته شده از ماه است که این نیز از آیین میترایی کهن ایرانی آمده است.

 خورشید و ماه از تندیس های آئین میترایی بوده اند که نشان از قدرت و پویایی جهان آفرینش دارند . 

سومین روز هفته در ایران باستان به نام این نماد خداوند نامگذاری شد و آنرا مهشید به معنای ماه روشن

و نورانی نام گذاشتند.

بهرام شید( سه شنبه)
بهرام برگرفته شده از ورهرام زبان پهلوی باستان است و از یک سو نام ستاره مریخ است.

 بهرام ایزد پیروزی در ایران باستان شمرده می شده است و اندیشه نیاکان ما بر این بوده است که خداوند

یکتا (اهورامزدا) نیروی هایش را برای اجرا در بین افراد بشر بین ایزدان (فرشتگان) خود تقسیم نموده 

است تا آنان ، آنرا برای مردمان پیاده کنند. از این رو بهرام ، ایزد پیروزی نامیده شده بود و چهارمین روز 

هفته به نام روز پیروزی روشنایی بر تاریکی و غلبه انسان بر بدی ها و اهریمن نامگذاری شد .

تیر شید(چهارشنبه)
تیر برگرفته شده از تیشتر پهلوی است. نیاکان ما تیر را ایزدان و نگهبان باران نامگذاری نموده اند و اینگونه 

می پنداشته اند که اهورامزدا برای یاری رسانی به کشاورزان و جلوگیری از خشکسالی و باروری زمین و 

سبز و سالم و پاکیزه ماندن جهان به ایزد باران فرمان میداده است که به یاری مردمان برسد. در کل این 

روز به نام روز روشنایی باران و خواست پروردگار برای حفظ طبیعت نامگذاری شده است.

اورمزد شید(پنج شنبه)
اورمزد نام دیگری از دهها نام اهورامزدا است که همگی حکایت از قدرت و توانایی پروردگار دارند.

 این نام از واژه های پهلوی ارمزد، هرمزد، اورمزد، هورمزد، اهورامزدا، مزدا گرفته شده است . از این رو 

پنجمین روز هفته به نام روز روشنایی خداوند نامگذاری شده است. 

این واژه هنوز به گونه ای دیگر در شب های جمعه برقرار است و هنوز تصور مردمان ما بر این است که

 شب های جمعه روز ارتباط با خداوند و فوت شدگان است.
ناهید شید(آدینه)
ناهید همان آنهیته یا آناهیتا است که ایزد آب قرار گرفته است. در اوستا آناهیتا به صورت دوشیزه ای 

بسیار زیبا، قدی بلند و اندامی تراشیده نام نهاده شده است و نام دیگر ستاره ونوس نیز آناهیتا یا ناهید 

است. به این ترتیب ، روز جمعه روز روشنایی آب و مظهر بخشندگی و عنایت پروردگار نامگذاری شد .

[ شنبه دوازدهم بهمن 1392 ] [ 14:24 ] [ منصوره باقری ] [ ]
شاه عباس

شاه عباس از وزیر خود پرسید:"امسال اوضاع اقتصادی كشور چگونه است؟"

وزیر گفت:"الحمدالله به گونه ای است كه تمام پینه دوزان توانستند به زیارت كعبه روند!"

شاه عباس گفت:"نادان! اگر اوضاع مالی مردم خوب بود می بایست كفاشان به مكه می رفتند نه پینه دوزان،

چون مردم نمی توانند كفش بخرند ناچار به تعمیرش می پردازند، بررسی كن و علت آن را پیدا

نما تا كار را اصلاح كنیم."

[ سه شنبه سوم دی 1392 ] [ 13:44 ] [ منصوره باقری ] [ ]
بازهم ایرانیان!!

بنابه تحقیقی در بریتانیا، ایرانیان باستان اولین بشرهایی 


بوده‌اند که از گازهای شیمیایی در جنگ استفاده کرده اند.


یک محقق بریتانیایی گفته است که شواهدی را کشف کرده 


است که امپراطوری ایران در قرن سوم میلادی در جنگ با 


رومی‌ها از گازهای سمی در شهر "دورا" - واقع در شرق 


سوریه کنونی- استفاده کرده است.


این نظریه بر اساس بقایای حدود 20 سرباز رومی که در زیر 


دیوار این شهرکشف شده اند، مطرح شده است.


بقایای کشف شده در زیر دیوار دورا نشان ازآن دارد که 


ازگازهای سمی برای محاصره این شهر استفاده شده.


بقایای کشف شده در نشست سالانه موسسه باستان شناسی 


آمریکا به نمایش گذاشته شد.


[ سه شنبه دوازدهم آذر 1392 ] [ 22:36 ] [ منصوره باقری ] [ ]
تنديس چهار متري كوروش كبير در پارلمپيك سيدني مربوط به سال1944م

‎تنديس چهار متري كوروش كبير در پارلمپيك سيدني مربوط به سال ۱۹۴۴‎

[ سه شنبه دوازدهم آذر 1392 ] [ 22:33 ] [ منصوره باقری ] [ ]
کوروش
من با هيچكــــس بر سر آيين و باوری كه دارد نمی جنگم . . . چرا كه 

خـــدای هر كس همانيست كه خرد او می گوید.

کوروش بزرگ

‎من با هيچكــــس بر سر آيين و باوری كه دارد نمی جنگم . . . چرا كه خـــدای هر كس همانيست كه خـــرد او می گويد . . .

[ چهارشنبه ششم آذر 1392 ] [ 8:34 ] [ منصوره باقری ] [ ]
یـادبود منشور کوروش بزرگ در پارک بالبوآ سن دیگو کالیفرنیا
‎یـادبود منشور کوروش بزرگ در پارک بالبوآ سن دیگو کالیفرنیا
ادمین سینا‎



[ چهارشنبه ششم آذر 1392 ] [ 8:23 ] [ منصوره باقری ] [ ]

طراح قالب: آوازک